مصاحبه تلويزيون آناديلي با دکتر عليرضا نظمي افشار
- Alireza Nazmi

- 17 hours ago
- 13 min read
فرصتی بود که گزارشگر آنا دیلی پای صحبتهای صمیمی و صادقانه جناب دکتر علیرضا نظمی افشار، رئیس کنگره جهانی تورکان ایران
ایران بنشیند و با ایشان مصاحبه ای مفید و روشنگر راجع به کنگره، سابقه تاسیس، اهداف وآرمانهای آن انجام دهد.
س- جناب دکتر ممنون میشوم اگر اطلاعاتی در باره تاریخ و سابقه تاسیس کنگره جهانی تورکان ایران در اختیارعلاقمندان قرار دهید.
ج – البته… با کمال اشتیاق.کنگره جهانی تورکان ایران در تاریخ ۲۹ دسامبر سال ۲۰۰۹ در وزارت کشور ایالت کالیفرنیا، وسیله اینجانب و جناب اسماعیل میدانی رسما به ثبت رسیده است.راجع به سابقه تاسیس باید عرض کنم که اصلِ تفکر، یعنی عبارت “تورکان ایران”، موضوع تازه ای نبود. من و یارانمان، در این مورد افکار پیشروانی نظیر جناب دکتر هیات و جناب دکتر زهتابی را دنبال کرده ایم. البته در تشکیل و ساختار بخشیدن به تفکرِ تورکان ایران تحت عنوانِ “کنگره جهانی تورکان ایران” با عنایت پروردگار تعالی، و تلاشهای بی شائبهِ جناب میدانی،این سعادت فراهم بود که ما از راهنمائی ها و نظرات متخصصین امر، اساتید دانشگاه، فعالان سیاسی و فرهنگی، دانشجویان داخل و خارج، بخصوص در مقاطع فوق لیسانس و دکترا، بهره فراوانی برده و حمایت و تشویق غیرقابل منتظره ای دریافت داریم.اخلاقا، لازم میدانم، مکراراً از زحمات جناب میدانی که در مسائل حقوقی، بخصوص تدوین و تنظیمِ مرامنامه، اساسنامه، و نظامنامه موقتِ کنگره با مراعات جمیع جهات، و کسب همفکری فعالان داخل و خارج تلاش فراوان نموده اند تشکر و قدردانی نمایم.
س – اهداف تاسیس کنگره جهانی تورکان ایران چیست و با چه هدفی کار خود را آغاز کرده است؟
ج – بهتر است اهداف کنگره را در آخرین عبارت بیانیه شماره یک آن که در ۲۹ دسامبر سال ۲۰۰۹ تحت عنوان “اعلامیه تاسیس و فلسفه وجودی کنگره جهانی تورکان ایران” منتشر شده است، ببینیم:
“وظیفه ملی تورکان ایران، در این برهه از پروسه بیداری ملی و رجعت به خویش، مبارزه برای رسمیت زبان تورکی، و باز خوانی معتبر و باز نویسی مستندِ تاریخ ملت تورک ایران است”در واقع تنها هدف ما در این کنگره حفظ و اشاعه حس همیّت ملی و حرمت به کرامت انسانی خویش است تا با توضیح معارض هویت باختگی و بیگانگی از خود ، بتوانیم قاطبه ملتمان را مجدداً با خویشتن خویش آشنا و بدان مباهی کنیم. اساسی ترین ضرورت برای احیای غرور ملی، تنها با حفظ و اشاعه زبان مادری بعنوان زبان رسمی ممکن است، و تنها راه کسب حرمت بخویش، با باز خوانی و باز نگری راستین تاریخ ملتمان میسر ومقدور میباشد. ما معتقدیم که رسمیت زبان مادری و باز خوانی راستین تاریخ، تنها وسیله حفظ هویت ملی و احیای جسارت و اعتماد بنفس برای احترام به بخویشتن است.
س – بنظر شما مبارزات فرهنگی در چهارچوبه زبان و تاریخ، چه ضرورتی دارد و به تَبَعِ آن، ضرورت وجودی کنگره جهانی تورکان ایران چیست؟
ج – دشمن در دو سده اخیر، بخصوص در هشتاد سال گذشته با سو استفادهِ وقیحانه از تمام امکانات و مواضعی که با توطئه و دسیسه استعمار بدست آورده و با همان امکاناتی که میبایست در خدمت تمام شهروندان باشد، عملا نه تنها به خدمت و تنفیذِ اقلیتی محدود،تفکری محکوم، هویتی مجعول، و تاریخی مخدوش در آمده، بلکه بر نابودی صاحبان اصلی این آب و خاک،یعنی هفتاد در صد مردم بیگناه کشور، از تورک و کرد و لر و عرب و بلوچ و تورکمن نیز، گستاخانه کمر همت بسته است. خوشبختانه، بدلایل اصالت فکری، سوابق تاریخی، و وجود مبارزان ملی و اغلب گمنام در طول تاریخ، اکثریت ملت ما از این پروسه در امان مانده و به انزوا، یا بی تفاوتی روی گردانده اند. اینها اکثریت خاموش، نظاره گر، و سرنوشت سازِ ملت بزرگ ماهستند.
س- کنگره جهانی تورکان ایران، چاره کار را در چه میبیند؟
ج- ما، در کنگره تورکان ایران، ایمان قاطع داریم که پیروزی قاطع با ملت تورک ایران است. بنظر ما، فقط کافی است که ملتمان به خود آگاهی و بیداری ملی نائل شوند و بقولی دوستی از سوئد، “این اژدهای خفتهِ بی سر، سر و سامانی بگیرد و بیدار شود” والبته نیل به این هدف مقدس، با تدبیر، تعقل، بصیرت و تجربه، امکان پذیر خواهد شد.ترغیبات و تحریکات دشمنان شناخته شده، که خود، بنیانگذاران و نگهبانان شوونیزم حاکم میباشند، با وعده وعید های بی اساس، صرفاً به نیت سو استفاده از نیروی احتمالی ما، بعنوان اهرم فشار، و فقط برای کسب دست بالا در مذاکرات پنهان و آشکار است. خالقین افسانه دروغین کوروش، و جاعلین کتیبه های مجعول که آن افسانه دروغین را تثبیت و مدلّل کنند، هرگز به بطلان دروغهای دوهزار وپانصد ساله دینی خود، تن در نخواهند داد.ما به سه دلیل، که هر سه متساویاً، برای خودم معتبر و مقدر هستند، ضرورتی برای تقیّه و مراعات تابو ها، نمیدانیم، و از تحریکات، ارعاب، اهانات، و سخن پراکنی های بظاهر خودی ها، که عملا عوامل بیگانه اند هراسی نداشته و نداریم.نخستین دلیل، تربیت ذاتی افراد است که: “با شیر اندرون شد و با جان بدر رود”دلیل دوم، وارستگی، عدم وابستگی مادی و معنوی، و بی نیازی مطلقِ روحی از “هزینه و پاداشِ هایِ احتمالی” استسومین دلیل، اینکه اگر در شرایط حساس کنونی، باز، در برابر زور و نا حق سکوت کنیم، بقول “دکتر مارتین لوتر کینگ” بهر حال، همان لحظه مرگ واقعی ما آغاز شده است و فقط منتظر مراسم تدفین جسدی بی کرامت، و بدون عزت نفس هستیم. آیا این هزینه عظیم، به چنین پاداش سخیفی می ارزد؟ مسلما خیر. پس شجاعانه میگوئیم و از هیچ کس و هیچ چیز جز وجدان درون و خدای خود باکی نداریم. ما در کنگره معتقدیم که گروه های کثیری از ملت ما هنوز به آگاهی و احیای حس غرور ملی نیاز دارند، لذا این منتهای فرصت طلبی است که جمع بسیار اقلیتِ آگاهان و فعالان ملی را بر داریم وفارغبال از حال و اوضاعِ بجا ماندگانِ کاروان ملی، پیش بتازیم. در واقع این خود، همکاری مستقیم با استعمار گر در اجرای فاز نهائی استحاله، و آخرین فاز پروسه استعمار ملل اسیر است. این همان تفرقه ایست که در غایت، اشغالگر میخواهد تا از نتیجه کارش بهره بگیرد. مارتین لوتر کینگ میگوید: “در نهایت، آنچه به یاد خواهیم داشت، نه سخنان دشمنانمان، بلکه سکوت دوستانمان است”امروز، و در این مرحله، “پاشنه آشیل” ملت ما و حلقه ضعیفِ زنجیر عدالت خواهی ما همین است. و اضافه کنم که متقابلاً، بیداری بی جنجال و بدور از هیجانات کاذب تورکان ایران، خود، “پاشنه آشیل شونیزم” و حامیان و نگهبانان آنست.
س – پس شما معتقد به مبارزات مدنی فرهنگی از طریق آگاهی ملی هستید و معتقدید که این تاکتیک کنگره جهانی تورکان ایران در این مرحله از مبارزات است.
درست است شما تصور کنید در جائی از دنیا محاربه ای باشد و در حالیکه عیان است دشمن نهایت همّ و تلاش خود را برای بسیج نیروی جنگی خود کرده، و تمام امکانات مقدور، استحکامات دفاعی و ابزار تهاجمی خود را مکمّل کرده است، در حالیکه طرف دیگرِ مخاصمه، که هنوز از پراکندگی و هزیمت فاجعه بار دو قرن اخیر، بپا نخاسته، نیروی خود را متشکل و منسجم نکرده، ممارست ها و آموزش های جمعی را همگانی نکرده، ساختار نظامی خود را پی ریزی نکرده، تاکتیک های جنگی را طراحی ننموده، به مجادلات و منازعات داخلی قشون سرو سامانی نداده، و در غایت بدون تجهیز کامل، یا حتی آمادگی نسبی، فقط بصرف داشتنِ ایده و آرمانِ بحقّ، آرزوی باطنی، و نفرت منطقی و طبیعی از اشغال و اشغالگر، و استعمار و استعمار گر جدالی را آغاز کند که تمام جنبه های ضروری برای شروع آن آماده نیست. این معادله عواقب نافرجامی خواهد داشت که اقلاً مردم آذربایجان طعم تلخ آنرا کشیده و با دهها هزار شهید و صد هزار بی خانمان بهای آنرا پرداخته است.نتیجتاً در این برهه؛ ما برای نیل به اهداف مقدس فرهنگی و اجتماعی کنگره، یک وظیفه بیشتر نداریم و آن توسعه آگاهی ملی برای احساس ضرورت عدالت خواهی، با مراعات حال پیشروان و عقب ماندگان قافله ملتمان است. یعنی آنچنان پیشتازی نکنیم که موجب هراس یا مخالفتِ “کند روان” و “خواب رفتگان” شود و موجب نفاق گردد، و در عین حال آنچنان اهمال و امساک ننمائیم که موجب دلسردیِ پیشتازان و غایتاً باعثِ گسل کامل با “پیشروان” گردد.
س – شما بر اساس چه تجربه تاریخی چنین بر نامه ای دارید؟
تمام مردم جهان مبارزات هند برهبری ماهاتما گاندی، آفریقای جنوبی برهبری نلسون ماندلا و مبارزات دوران مشروطه در کشور خودمان و ….. و …… ها را بخوبی میدانند بگذارید از ملتی دیگر، و حادثه ای کاملا متاخر و جاری مثال بزنم. میتوان چشمها را بست و از آرمانها سخن گفت، این منتهای شجاعت و ایثار است و آزاده زنان و شیر مردانی که این راه را بر میگزینند در واقع “مارتین لوتر کینگ” های ملت ما هستند. ولی برای اینکه به “رویای برابری دکتر کینگ” نائل شد و انسان “سیاه پوستی” را با اقبال بی نظیر ملت و تمام ملل جهان، برای هشت سال در “کاخ سفید” جای داد و بزرگترین تابوی تاریخ بشری را که همان نژاد پرستی باشد، بعنوان کثیف ترین مقوله تفکرات انسانی محکوم نمود و برای همیشه به زباله دان تاریخ انداخت، باید “باراک اوباما” بود. یعنی بخاطر “آرمان غائی” بتوان “احساسات آنی” و “گفتار انفعالی” را کنار گذاشت. در درون جامعه استعماری و هماهنگ با آنها کارکرد، بدون توجه به ناکامی در انتخابات مجلس نمایندگان، برای انتخابات مجلس سنا فعالیت نمود، در سنا خدمت کرد، و بالاخره در انتخابات ریاست جمهوری، اول یک سناتور بسیار خوشنام و مقبولِ سفید پوست و سفید پوست پرست را، با خفت شکست داد و سپس یک سرمایه دار شرور و دار و دسته اش را مفتضح کرد،و در کشوری که بر اساس برده داری بنا نهاده شده بودو کاخ ریاست جمهوریشان هم بی دلیل “کاخ سفید” نامیده نمیشد، با اقبالی بی نظیر و احساساتی بی بدیل در تاریخ بشری، به ریاست جمهوری انتخاب گردید و بعنوان نخستین “انسان سیاه پوست” تاریخ، در کشور “عمو تام”، بعنوان رئیس جمهور به “کاخ سفید” راه یافت. این تجلی آرمانهای دموکراتیک تمام انسانهای عدالت خواه و با وجدان بشری بود. با اینکه کینگ و اوباما هر دو برای یک آرمان کاملا مشتورک و واحد، کار میکردند و لازم و ملزوم هم بودند، ولی برای تکامل کار همدیگر، دو راه متفاوت، دو رویه مختلف و دو ماموریت کاملاً مجزا از هم داشتند. طبعا تاریخ صبور تر از انسان، و بعضی انسانها هم، صبور تر از سایرین هستند. همین.
س – تا حال، چه پیشرفتهائی داشته اید؟
ج – کنگره هیچ ادعائی ندارد و تمام تلاش یاران ما چه در ایران و چه در خارج فقط و فقط بر اینست که در سهم و حد توانائی خود گوشه ای از این کار دشوار را گرفته و وظیفه ملی خود را انجام بدهد. ما نه حرف تازه ای را مطرح میکنیم که گفته نشده باشد، و نه ادعای تازه ای داریم که بیان نگردیده باشد. کنگره جهانی تورکان ایران، جرقه ای کوچک از افکار و اعمال پیشینیانی نظیر معلم بزرگوار و پدر روحانی ملتمان، استاد دکتر جواد هیات و یاران ایشان است که برای “وارلیقِ” ملتمان کاری سترگ آغاز کردند و بخواب رفتگانی همچون شخص مرا از خواب نادانی و نا آگاهی بیدار کردند. امروزه، در زیرِ هر گوشه از این چتر بزرگ که بنامِ “مبارزات عدالت خواهی ملت تورک ایران” در سراسر ایران گسترده شده، و اغلب بشکل سمبولیک آن “حرکت ملی آذربایجان” نامیده میشود، مبارزانی با ساختار ها، اعتقادات، روش کارها، و آرمانهای متفاوتی صادقانه و ایثار گرانه تلاش و مبارزه میکنند و ما خود را دوست غمخوار و همدل همه آنها میدانیم و تنها شرط ما عدم وابستگی به خارج از مرزهای ایران، بخصوص دشمنان تاریخی و جاریِ ملت تورک ایران است.خلاصه کلام اینکه، کنگره فقط با اتکا به نیروی داخل و با تمرکز در خاکِ میهنمان، و بدون وابستگی به هیچ نیرو یا عامل خارجی، کار خود را آغاز کرده است. بنا به تجارب تلخ تاریخی و جاری، هیات مدیران کنگره به اجتناب وسواسکارانه از دشمنانی که در خلعت دوست و دلسوز، میخواهند ما را از درون، منزوی، هیجان زده، و سرگرم جنگ و جدال داخلی کنند، معتقد است. در این پنجسال گذشته که کنگره کار خود را آغاز کرده است، با استعانت از عنایت خداوند متعال که حامی حق طلبان و عدالت خواهان است، همزبان با سایر فعالان و مبارزان ایثار گر، مطالبه هویت خواهی “هارای هارای من تورکم”، و خواستِ فرهنگیِ “تورک دیلینده مدرسه” را در سراسر ایران، و برای تمام آحادِ ملتمان، نه جغرافیائی محدود و اقلیتی مشخص، مطرح کرده است.
س – استقبال ملت از کنگره جهانی تورکان ایران چگونه است؟
ج – هر کس، یا گروه، هر کاری که میکند طبعاً در چهار چوبه امکانات فکری، تجربی، و نیّاتیِ خود، میخواهد که موفق شود و کارش مورد استقبال قرار گیرد. پس همه میخواهند موفق شوند و ما در این امر ملی برای تمام گروههای مستقل، آرزوی توفیق داریم. ولی آیا تمام انسانها یا گروهها در تمام کارهائی که آغاز میکنند یا انجام میدهند، متساویا موفق میشوند یا متساویا از اقبال عموم برخوردار میشوند یانه، جوابش منفی است. در سالن ورودی مرکز تربیت مدیران دیل کارنکی کالیفرنیا، پوستری بر دیوار هست که میگوید: وقتی انسانهای خردمند، با تعقل و تدبیر، و برنامه هایِ حساب شده، و متناسب با زمان و مکان، هشیارانه از فرصت های مناسب بهره برداری میکنند و موفق میشوند، بعضی انسانهای ساده لوح آنرا “شانس” مینامند.ملت ما، در طول تاریخ خود، بخاطر عدم مراعات جمعی این فاکتور ها(خردمند-تدبیر -زمان و مکان- برنانه های حساب شده – فرصتهای مناسب) صدمات عدیده ای خورده است. میگوئیم: فلانی آدم خردمند و باسوادی بود، نمیدانم چرا موفق نشد. میگوئیم: زمانی متناسب تر از این نمیشد، نمیدانم چرا شکست خوردیم. میگوئیم: بابا همه آنرا میخواستند، نمیدانم چرا اینطور شد. میگوئیم تمام جنبه های کار حساب شده بود و شانس نیاوردیم،و … و……این عوامل، هرگز در این منظور، مقوله هائی انتزاعی و متجزّا از هم نیستند. هر تک تک این عوامل و شرایط، بخودی خود، لازم وضروری است ولی هرگز، کافی نیست، و تورکیب مطلق آنها، جمعاً لازم است تا شرایط برای توفیق یک پروژه آماده باشد.استقبال مردم از کنگره، بچند دلیل مشخص وعقلانی چشمگیر است و با تکیه به عنایت خداوند متعال، و درایت و خرد جمعی ملتمان در داخل مملکت، بهتر و بیشتر خواهد شد. حرکت ما، بنوبه خود، صفات ایجابی و سلبی خود را دارد: جنبه های ایجابی عبارتند از:حرمت به کرامت انسانی- اعتقاد به هویت خدادادی – ایمان به معتقدات دینی و مذهی ملت – دفاع از عز ت نفسِ مخلوق خدا – اعتقاد به فرهنگ انسانها – تکلم و تحصیل بزبان مادری – حفظ عدالت و انصاف در تحلیل تاریخ- تلاش در آگاهی راستین مردم – ترویج مبارزات مدنی و فرهنگی – شمول تمام آحاد ملتمان صرفنظر از موقع جغرافیائی آنان در داخل ایران – اعتقاد به استقلال فکری، شفافیت و صداقت در پیشگاه خدا و مردمو جنبه های سلبی شامل موارد زیرند:عدم اعتقاد به جنگ و خونریزی- عدم تشویق به نا امنی و اغتشاش- عدم ایجاد تزلزل در شرایط زندگی و امنیت مالی و جانی مردم – عدم حتک حرمت از معتقدات و باور های دینی و مذهبی مردم- عدم توقع از مردم برای بهم شکستن قوانین موجود مملکت، عدم توقع از مردم برای ایثار زندگی عزیزان و جوانان خود – عدم ترغیب مردم برای بهم زدن مرزها و حدود و ثغور مملکت برای ارضای خاطر استعمار- عدم وابستگی به عوامل خارجی – فقدان چشمداشت مال اندوزی و انتفاعات شخصی تحت پوشش مبارزات ملی.
مردم بیش از این چه میخواهند؟
س- خواسته های کنگره چیست؟
ج- سه کلمه بیشتر نیست:
اول- هویت ملی تورک.
دوم – رسمیت سراسری زبان تورکی آذربایجانی.
سوم – باز خوانی عادلانه تاریخ.
س – دیدگاه کنگره نسبت به جمهوری اسلامی چیست؟
ج – میدانید که کنگره سازمانی است که برای اهدافی مشخص تشکیل یافته است، و این اهداف، منحصراً اهدافی فرهنگی و مدنی هستند. ما و افکار ما، منعکس کننده نظرات و افکار قاطبه ملتمان در داخل ایران است.طبیعی است که افراد کنگره شهروندانی آزاد و مستقل هستند که هر دیدگاهی نسبت بهر چیز میتوانند داشته باشند تا آنجائیکه به اهداف فرهنگیِ کنگره آسیبی وارد نشود. ولی با وجود این، اعضا کنگره هر چه بیشتر در مسائل و مواردِ مبتلا بهِ اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بهم نزدیکتر بوده و توافق فکری بیشتری با هم داشته باشند، مسلما در پیشرقت امور و اتفاق و یکپارچگی کنگره توفیق بیشتری بدست خواهد آمد. از قدیم گقته اند: کبوتر با کبوتر، باز با باز.ما، بعنوان کنگره تورکان ایران، از دیکتاتوری، فساد مالی، مافیای سیاسیِ جمهوری اسلامی شدیداً نا راضی و نا خشنود هستیم و مصرانه توقع داریم که مطالبات بحق، قانونی و انسانی ملت تورک ایران برآورده شود. البته میتوان در ممالک بیگانه و “فراغت کامل”، نشست و فتوا های ناممکن و نا معقول داد. بقول حافظ میتوان در بزمگه و لب جوی نشست و لاف سلطنت زد، ولی ما با اعتقادات، امکانات و محدودیتهای ملتمان حرکت میکنیم و قصد قهرمان شدن، و یا کسب محبوبیت کذائی و جلب رضایت کسی جز ملتمان را نداریم.پاسخ سئوال شما را در جواب سئوالاتی که مطرح میکنم خواهم داد.آیا فرهنگستان زبان تورکی افتتاح شده است؟آیا اعتبارات مستقیم و غیر مستقیمِ فرهنگستان زبان و فرهنگ تورکی ایران، معادل فرهنگستان زبان فارسی هست؟آیا، زبان تورکان ایران که بالاترین جمعیت نسبی مردم مملکت هستند، باندازه زبان اقلیت فارس، رسمی و سراسری شده است؟آیا، کودکستانها و مدارس و دانشگاههای مملکت خاصه در مناطق تورک نشین بزبان تورکی آذربایجانی تدریس میکنند؟آیا، مردم تورک زبان ایران، در ادارات خودشان با زبان خود صحبت میکنند؟ یا عریضه نویس لازم دارند؟آیا، تورکان ایران، در کنارستارگان پارسی و شاهزادگان پارسی، قادر به تماشای طلوع ستارگان خود هستند؟آیا، ایران هفتهزار ساله، غیر از کوروش مجعول، یزدگرد فراری، کریمخان رشوه خور، و رضاخان قلدر رهبرانی دیگر هم داشته است؟آیا، دولت “تدبیر و امید” جز وعده های دلنشین، حرفهای خوش آیند، امنیتی کردن مسئله فرهنگی ملل و اقوام ایرانی، قدمی در راه انجام وعده های تبلیغاتی خود برداشته است؟ یا به دولت ” تزویر و ندامت” بدل شده است؟ولی یقین داشته باشید که ما، با تمام این اعتراضات،که آموزه هائی از قهرمانان داخل کشور است، نه، به تله “براندازی” سلطنت طلبان خواهیم افتاد، نه برای رضایت بیگانگان، ابزار موقت استعمار خواهیم شد، و نه از نفرت این تبعیض های ظالمانه، آلت دست منافقین خواهیم گردید، چون ملتمان چنین نمیخواهد. ما آنی را میگوئیم که حجت الاسلام عظیمی قدیم ها، سعید متین پور ها، وهوشنگ جعفری هامیگویند.خلاصه اینکه، خواست اصلیمان، بسیار مشخص، محدود و ساده است. رسمیت سراسری زبان تورکی. چون فقط این، ضامن بقای هویت ماست. حالا اگر این خواسته با قوانین موجود ممکن است “فبهاالمراد”، اگر ممکن نیست، باید قوانین را اصلاح کرد که از ژنوساید فرهنگی اکثریت مردم مملکت آسان تر و خدا پسندانه تر است و طبعاً استعمار را خلع سلاح، دشمنان را کیش ومات، و ملت را حامی نظام خواهد کرد.هر آن کَسَت که به آزارِ خلق فرمایدعدوی مملکت است او، به کشتنش فرمایدولتمردان تورک زبانی هم که با استفاده از عناوین “تورک” و “آذربایجان” بر مهام امور تکیه زده و از ملتمان بعنوان اهرم استفاده میکنند باید بدانند که این “ماه عسل” دائمی نیست و با سکوت در برابر مظالم ملی، نمیتواند بیش از این، توقعِ حمایتِ ملی را داشته باشند. مسلماً شگردِ کهنهِ“گوی منجیغیم کیمده دیر، منیم جانیم اوندا دیر”دیگر کار ساز نیست و ملت تورک ایران خواستار اقداماتی مشخص و شفاف است و بازی “نعل و میخ” اهانتی نا بخشودنی در حق این ملت قدر شناس و صادق است.
س- آینده کنگره را چطور میبینید؟
ج – در مصاحبه ای که در دسامبر سال ۲۰۰۹ در جلسه “کانون حقوق بشر “اورو آسیا” داشتیم، از من سئوال شد که در تنظیم مرامنامه شما چه کسانی شرکت داشته اند و نیروی انسانی شما چقدر است؟من جواب دادم: مرامنامه ما را متفکر ترین نوابغ بشری و حقوقدانان جهان نوشته اند و نیروی انسانی ما قریب هفت میلیارد میباشد. و در میان خنده و بهت حضار ادامه دادم که: مرامنامه ما چیزی نیست جز حدِ اقلی از آنکه قران مجید، انجیل مسیح، و اعلامیه حقوق بشر واجب میدانند، و نیروی انسانی ما وجدان بیدار تمام انسانهای آزاده روی زمین و وجدان خواب آلوده هموطنان شوونیست ما، چه در داخل نظام و چه در خارج از آن هستند.ما بدلیل تمام عرایض فوق، آینده کنگره تورکان ایران را، بسیار موفق، اقبال مردم را بسیار امیدوار کننده، و فردای ملتمان را بسیار درخشان می بینیم.گله جک بیزیمدیر
س- از وقتی که دادید و نظراتی که بیان کردید متشکرم. در آخر اگر مطلب خاصی دارید بفرمائید.
ج – من از طرف هیات رئیسه، و تمام اعضا و علاقمندان کنگره از شما و تلویزیون آنادیلی متشکرم و امیدوارم شما نیزدر راهی که پیش گرفته اید موفق و سربلند باشید.


Comments